تبليغاتX
غمزده ی عشق سامی


غمزده ی عشق سامی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


ID:ms_sami_fbr


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

تولد

سلام

شرمنده که دیر آپلود کردم آخه مادر بزرگم به رحمت خدا فوت کرده

از یه طرفم امشب تولد عزیز ترین کسم  (عشقم) هستش

برای تولدش آرزوی خوشبختی و تندرستی میکنم

ایشالله که خوشبخت شه

 


نويسنده: sami مورخ: چهارشنبه هجدهم دی 1387 در ساعت: 20:32
|+|

اون منو نمیخواد

من پذیرفتم شکست عشق را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیووانه است

میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گر چه تو تنها تر از من میروی

آرزو دارم که تو عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی .... را

معنی برخورد های سرد را

...

خاطرم آید که شبها

با تموم آرزوها

بوسه بر لبهای تشنه

میزدیم اما دریغا

میروم غمگین و خسته

با دلی از خون نشسته

میروم اشکی بریزم

با دلی از غم گسسته

کوچه ها ، ای کوچه ها

کوچه های آشنا

بشنوید بهر خدا

این قصه ی تلخ مرا

میکشم بر دوش خود

کوله بار غصه را

با غمی بی انتها

آخر مرا کرده رها

کوچه ها شاید ندانند

این چنین دلگیرم امشب

این همه افسرده حالم

ای خدا میمیرم امشب

من دلم رو به تو دادم


نويسنده: sami مورخ: چهارشنبه یازدهم دی 1387 در ساعت: 2:57
|+|

یاری

چشم من بیا منو یاری بکن ــــــــــ گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد ــــــــــ کاری از ما نمیاد زاری بکن

اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد ــــــــــ تا قیامت دل من گریه میخواد

هر چی دریا رو زمین داره خدا ــــــــــ با تموم ابرهای آسمونها

کاشکی میداد همه رو به چشم من ــــــــــ تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد ــــــــــ تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه ی گذشته های خوب من ــــــــــ خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانو بذارم ــــــــــ تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچکی مثل من غم نداره ــــــــــ مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه ــــــــــ چرا چشمم اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدند ــــــــــ  زیر اون ابرهای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه و ماتمه ــــــــــ  فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد ــــــــــ تا قیامت دل من گریه میخواد

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه ــــــــــ زخم خنجرش میمونه تو سینه

لب بسته سینه ی غرق به خاک ــــــــــ قصه ی موندن آدم همینه

...................................................................................

تا قیام قیامت دوستت دارم اشتباه فکر کردی من کسی دیگه رو دوست ندارم

تو زندگی من فقط تو هستی

 


نويسنده: sami مورخ: یکشنبه هشتم دی 1387 در ساعت: 0:28
|+|

هر چی شما بگید فقط...اون که میخوام رو پس بدید

از اون مسیر آشنا

اگه یه روزی بگذرم

دوباره میرسم به تو

همینه حرف آخرم

یه عمری با تو بودن و

حالا با چند تا خاطره

دلم میخواد بگم هنوز

دوستت دارم به خاطر

دل شکسته خودم

شبا به یاد اون روزا

خودت میدونی آخرم

یادم نمیره اون شبا

از این روزا نمیگذرم

شبا به خاطر کویر

کویر محض خاطره

به خاطر دلم بگو بهت

دوستت دارم به خاطر

دل شکسته خودم

دور از مسیر زندگیم

میری و بی خبر میشی

هر لحظه ای که میگذره

داری غریبه تر میشی

غریبه ی مسیر من

این رد پا مال تو هستش

ستاره ی قطبی شب

تو جاده دنبال تو هستش

عقربه های بی خبر

دقیقه هامو پس بدید

هر چی شما بگید فقط

اون که میخوام رو پس بدید

اون که میخوام رو پـــــــــــــــــــــــــــــــــــس بدید


نويسنده: sami مورخ: چهارشنبه چهارم دی 1387 در ساعت: 16:33
|+|

من همونم که یه روزی

پای قلب تو نشستم

پای خاطرات تلخت

بیادت تنها نشستم

بیادت که یادگارش

جز بدی چیزی نداشتش

اگه من خواستم نخواستم

فرقی بر حالم نداشتش

میدونم ترانه هامو

تو اصلا دوستش نداری

آخه از روزهای رفته

خاطرات سختی داری

طعم تلخ این شکست رو

وقتی حس کردم تو رگهام

فهمیدم قصه تموم شد

من دیگه تنهای تنهام

ولی حالا...

من دیگه تنها تنهام


نويسنده: sami مورخ: سه شنبه سوم دی 1387 در ساعت: 14:46
|+|

میمیرم واسه تو

 

تو فکر میکردی واسه من تو همینی

واسه اینه که میمردم واسه تو

توی نگاهت یه حس قریبی میگفت که دارم میشم عاشق تو

جون منی آخه عمر منی

چجوری بگم میمیرم واسه تو

توی چشام نگاه بکنی میبینی که دارم میشم عاشق تو

واسه اینه که میمیردم واسه چشمات

واسه اینه که میمیرم واسه نگات

 واسه اینه که وجودم شده بودی

نذار باز هم  بمونم تو حسرت نگات

فرد و احساس قشنگت که اینجوری منو دیوونه کرده

حس عجیب خواستن چشمات که تا ابد تو دلم خونه کرده

دستای گرمت رو ازم نگیر

 که مرحم قلبی که پر از درده

باز دوباره زول بزن تو چشام که دوری تو منو دیوونه کرده

واسه اینه که میمیردم واسه چشمات

واسه اینه که میمیرم واسه نگات

 واسه اینه که وجودم شده بودی

نذار باز هم  بمونم تو حسرت نگات

gerye


نويسنده: sami مورخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 در ساعت: 19:3
|+|

گفته بودم اگه برگردی دوباره

گفته بودم اگه برگردی دوباره

غم میره از دل و تاریکی میمیره

بعد اون بی تو نشستن ها یه روزی

دستهای سردم و دست تو میگیره

اومدی اما دیدم دست تو سرده

 گفتی اون روزها دیگه بر نمیگرده

گفته بودم اگه برگردی میبینی

نقش غم ها روی آئینه چشمام

میدونی اینجا تو این دنیای غمگین

رنگ بی رنگی گرفته بی تو دنیام

گفته بودم اگه برگردی میبینی

روی این پنجره ها اسم تو روشه

قصه اومدنت باز منو تنها

توی این تاریکی شبها نشونده

بی تو موندن لحظه جهل منه

صبر ایوب زمان صبر منه

خونه بی تو خونه نیست قبر منه

بیا تا اون روزهای خوبم بیاد

دست من گرمی دستات رو میخواد

غم تو جونم رو آتیش میزنه

1


نويسنده: sami مورخ: چهارشنبه ششم آذر 1387 در ساعت: 23:24
|+|

بعد از تو

بعد از تو هیچ حادثه ای عاشقانه نیست

یا اگر هست برای من اصلا نشانه نیست

صد بار گفته ام بر خود کنج خانه آه

این روزها بی تو این خانه ، خانه نیست

پائیز رخنده کرده در این فصل کاغذی

بر شانه های سرد دلم آشیانه نیست

مرغ دلسکوت روی دلم لانه کرده است

آوای گرم بلبل و شعر و ترانه نیست

بعد از تو آسمان و زمین و کهکشان و ابر

در چشمای کوچک من بی کرانه نیست

چیزی شبیه مرگ به من پیله کرده است

انگار بی تو زندگی ام جاودانه نیست

مرده متحرك


نويسنده: sami مورخ: یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 در ساعت: 17:24
|+|

دروغ

هر کس بد ما به خلق گوید

ما سینه ی او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

عشق دورغي


نويسنده: sami مورخ: شنبه بیست و پنجم آبان 1387 در ساعت: 15:58
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod